با سلام و احترام؛

مدتها از بروز رسانی وبلاگ فاصله گرفته بودم، اگر عمر و توفیقی باشد، مجددا مطالبی را خواهم نوشت.

نمونه سؤالات علوم اجتماعی

نمونه سؤالات علوم اجتماعی پیش دانشگاهی درس 9 تا پایان با پاسخ به همراه پاسخ فعالیتها

نمونه سؤالات درس 9

1-    دوچالشی که جامعه ی غربی با عقاید وآرمان های جدید خود ازآن عبورکردرا توضیح دهید . جواب : 1- چالش بین رویکردنظری کلیسا که رویکردی  معنوی ودینی بودبا رویکردعملی دنیوی واین جهانی کلیسا 2- چالش بین اربابان وقدرت های محلی باقدرت کلیسا


ادامه نوشته

نمونه سؤالات علوم اجتماعی پیش دانشگاهی

نمونه سؤالات علوم اجتماعی پیش دانشگاهی فصل اول و دوم

درس اول

1. جهان انسانی وجهان فرهنگی راتعریف کنید.جواب: جهانی که محصول زندگی ، اندیشه وعمل انسان است ، جهان انسانی است . به هویت فرهنگی جهان اجتماعی جهان فرهنگی گفته می شود.

                             بقیه در ادامه مطلب

پاسخ فعالیت ها را در لینک زیر ببینید

پاسخ فعالیتها

ادامه نوشته

عبادات فصلی

اگر در محرم امسال (1435/ 1392) در دسته های عزاداری دقت می کردید، متوجه می شدید که بر عِدّه و عُدّه آن ها نسبت به سالیان گذشته افزوده شده است. تلویزیون هم دسته های بزرگ عزاداری را در شهرهای مختلف را که پخش می کرد همین موضوع قابل درک و فهم بود.

اگرچه هیچ تردیدی در گرامیداشت  یاد مظلوم کربلا و یاران باوفایش نیست و گرامیداشت یاد آنان، گرامیداشت ایثار، فداکاری ، جانبازی و دفاع از همه خوبی هاست، و عزاداری برای سالار شهیدان(ع) و یارانش ستودنی است و آثار و برکات فراوانی دارد، اما به نظر می رسد این شرایط منحصر در همین ایام است و پس از گذشت این ایام خبری از گرمی مجالس در مساجد و حسینیه ها نیست. به نظر می رسد هر چه در ایام محرم و برخی دیگر از مناسبت ها مانند اعتکاف، به ابعاد دسته های عزاداری و ... افزوده می شود، در سایر ایام بسیار کم رنگ می گردد. اگر در ایام عادی سری به بسیاری از مساجد بزنیم صحت این ادعا قابل اثبات است.

با ترویج و تأکید بر چنین وضعیتی می رود که عبادت ها و فضایل جنبه فصلی پیدا کنند و حضور در عبادات مختلف در سایر ایام سال و تأکید بر انجام فرائض و فضایل اهمیت خود را از دست بدهد.

نباید از یاد برد که فلسفه قیام امام حسین علیه السلام برای احیای ارزش ها بود؛ هم او که می فرمود: یک شب از دشمن مهلت بگیرید تا عبادت کنیم، چون "انی احب الصلاه" من به نماز عشق می ورزم.

دقت کنیم! که مبادا به همین عزاداری ها بسنده کنیم. انجام عبادات و  فضایل اخلاقی و دوری از رذایل مربوط به همه روز هاست. به ویژه اینکه:

نماز را دریابیم که

 «ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر»

تقدیم به همه دوستان گلم

تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است

هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه 1351 در شهرستان لنگرود به دنیا آمد؛ این نوجوان بسیجی روز 23 دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت.

فارس: حمید داودآبادی در خاطره خود می‌گوید: آقا در بین صحبت هایش فرمود: «تصویر شهیدی در اتاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.» وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم.
حمید داودآبادی نویسنده و وبلاگ نویس عرصه دفاع مقدس در جدیدترین مطلب زیبایی که در وبلاگ خود به نگارش در آورده به ذکر خاطره‌ای از دیدارش با رهبر انقلاب اشاره کرده که در زیر آن را می‌خوانید:
اوایل بهمن ماه 1377 بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه «مسعود ده نمکی» و فرزندانم سعید و مصطفی - که آن موقع هفت، هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد؛ تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور «عطاالله مهاجرانی» وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود.
مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند؛ سررسید جالب «یاد یاران» با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود؛ آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق؛ برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته‌ای می‌گفت.
از شهید «سیدمجتبی هاشمی» که فرمود: «آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت.» تا شهید «عباس بابایی» که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد؛ شهید «محمود کاوه» که آقا از آشنایی‌اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و ...
هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت؛ مثلا عکس شهید «علی اشمر» – قمرالاستشهادیین لبنان - برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود: «آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم.» و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود.
از بقیه بگذریم.
همه اینها را گفتم تا به این جا برسم.
آقا در بین صحبت هایش فرمود:
«تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.»
وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد.
دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:
«حتما باید شما اون عکس رو ببینید.»
سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: «شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.»
که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.
کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.
آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که «موسسه میثاق» منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.
عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد؛ همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:
«شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست ... الله اکبر ... من این را در اطاق خودم گذاشته‌ام و به آن خیلی علاقه دارم.»
ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم «حسین بهزاد» افتادم.
چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و ...
به آقا گفتم:
«آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می‌رساند.»
آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:
« این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه‌اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود؛ یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه‌اش هنوز تیر شلیک نکرده است.»
با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود: « الله اکبر ... عجب ... سبحان الله ... سبحان الله »
دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.


تصویر شهید هادی ثنایی‌مقدم

دیدن این مطلب باعث شد تا این خاطره آقا را درباره شهید را ذکر کنم.
مزار این شهید کجاست؟
چندی پیش در یکی از خبرگزاری‌ها مطلبی پیرامون این شهید به همراه نامش منتشر شد که باعث شد این تصویر این شهید از گمنامی در بیاید.
هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه 1351 در شهرستان لنگرود به دنیا آمد؛ این نوجوان بسیجی روز 23 دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت.
ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است؛ مادر شهید ثنایی‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به یک عکس خیره می‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه... .

سؤالات مختلف علوم اجتماعی

۷۰ تست جدید را در اینجا ببینید

سؤالات چهارگزینه ای، جای خالی و صحیح و غلط را در  اینجا مشاهده کنید

نمونه سؤالات روانشناسی

فصل اول :کلیات
1-درس روان شناسی چه فایده ای برای دانش آموزان دارد ؟
2- روانشنا سی از چه سالی به عنوان یک علم تجربی مطرح شد و سعی دا رد به چه سوالی پاسخ دهد؟
3- اهداف فعالیت های علمی چیست؟
4- منظور ازروش علمی چیست؟
5- سه ویژگی تجربه پذیری چیست هرکدام را تعریف کنید. 


بقیه سؤالات در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نمونه سؤالات دروس علوم اجتماعی

نمونه سؤالات دروس علوم اجتماعی پیش دانشگاهی 91

درس اول

۱. جهان انسانی وجهان فرهنگی راتعریف کنید.

جواب: جهانی که محصول زندگی ، اندیشه وعمل انسان است ، جهان انسانی است . به هویت فرهنگی جهان اجتماعی جهان فرهنگی گفته می شود.


بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نمونه سؤالات علوم اجتماعی پیش دانشگاهی

 پاسخ فعالیت های فصل اول و دوم کتاب علوم اجتماعی پیش دانشگاهی 

فعالیت های درس یک

1- چگونه اندیشه فردی وارد حوزه فرهنگی می شود؟ جواب : وقتی فردی ذهنیت خودرابه عمل درمی آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است . راه های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر ورفتارهای اجتماعی است.

بقیه را در ادامه مطلب ببینید

ادامه نوشته

تبریک

ایام بسیار پر میمنت اعیاد قربان و غدیر مبارکباد

 

نمونه سؤالات درس جامعه شناسی 2

 

برای مشاهده سؤالات  اینجا کلیک کنید

برای مشاهده پاسخ فعالیت ها اینجا کلیک کنید

ولادت امام علی(ع)

ولادت با سعادت امام علی بن ابیطالب( علیه السلام)

 اسوۀ عدالت ، شجاعت، تقوا ، جوانمردی و بزرگی

بر پیروان و رهروانش تبریک و خجسته باد.

 

تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛

 کوچکترها هرگز بزرگ نخواهند شد . . .

در وصف حضرت زهرا سلام الله علیها

من خدایم که همه کوی مرا می جویند

همه ذرات فلک حمد مرا می گویند

من خدایم که همه راه مرا می پویند

همه جانها به ید قدرت من می رویند

همه چیز و همه کس در همه جا مال من است

دل هر جامد و جنبنده به دنبال من است

آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان

در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان

نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی، نه جهان

نه پری بود و نه جبرئیل و نه دوزخ نه جنان

دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود

اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود

ز طفیل گل او ساخته ام دنیا را

من به عشق رخ او ساخته ام طاها را

میل او بود بسازم علی اعلی را

جبرئیل و فلک و آدم و پس حوا را

از ازل تا به ابد هر چه و هر کس هستند

همه مدیون رخ فاطمه من هستند

به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست

فاطمه چون من تنها، به دو عالم تنهاست

در میان همه آثار که از من بر جاست

همه دار و ندارم گل روی زهرا ست

نه همین بهر پدر پاره ای از تن باشد

فاطمه پاره ای از جان و تن من باشد

سال نو

              فرا رسیدن بهار و نوروز باستانی و سال نو بر شما خجسته باد

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز


مادرم نان دوست ندارد؟

این مطلب زیبا را در وبلاگ دوست ارجمندم   جناب استاد نظری عزیز مشاهده بفرمایید.

نمونه سؤالات علوم اجتماعی پیش دانشگاهی

سؤالات کلیه دروس را می توانید اینجا مشاهده کنید      

پشیمانی دیر است

  چندی پیش روزنامۀ ینی شفق ترکیه را می خواندم که به مطلب جالبی برخوردم که حیفم آمد اینجا بازگو نکنم. موضوع از این قرار است که یک پرستار استرالیایی بنام برونی ویر، پس از بازنشستگی کتابی از خاطرات خود به رشته تحریر درآروده و در آن به روزهای پایانی بیمارانی اشاره کرده که به 5 چیز بیش از سایر امور ابراز پشیمانی کرده اند.

وی 5 مورد از پشیمانی در روزهای آخر عمر را که پاسخ مشترک بیماران بوده به شکل زیر آورده است:

1. ای کاش به جای زندگی بر اساس انتظار دیگران، شجاعت تحقق رؤیاها و آرزوهایم را داشتم. (پشیمانی به خاطر عملی نشدن بخش عمده ای از رؤیاهاو آرزوها)

2. ای کاش این قدر کار نکرده بودم. ای کاش وقت و توجه کافی به خانواده، دوستان و اقوامم اختصاص میدادم.

3. ای کاش از ابراز و بر زبان آوردن احساسات خود نسبت به دیگران کوتاهی نمی کردم.

4. ای کاش با دوستان قدیمی ارتباطم را بیشتر ادامه می دادم.

5. ای کاش فرصت بیشتری برای گذراندن لحظات خوش اختصاص می دادم. یعنی ای کاش بیشتر خندیده بودم، ای کاش از انجام کارهای کودکانه نترسیده بودم.

ریشه های پیروزی انقلاب اسلامی

با توجه به اینکه در ماه بهمن، ماه پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار داریم، وظیفه ایجاب می کند نکاتی را در باب ریشه های تاریخی شکل گیری انقلاب اسلامی اشاره کنم.

بخش اول: اوضاع ايران در قرن 19 ميلادي(13 هجري)

ایران در آغاز قرن 19 میلادی، کشوری بود که قریب به 8 میلیون جمعیت داشت که از این تعداد 60 %  را دهقانان و روستائیان، 30 % را ایلات و عشایر و 10 % را شهرنشینان تشکیل می دادند.

از ویژگی های جامعۀ ایران در قرن 19 وجود اختلاف های فرقه ای، قومی و گروهی بود. پراکندگی و تشتت، شکل گیری آگاهی ملی را مانع می شد و مقاومت اجتماعی در برابر نظام خودکامه را ناممکن می ساخت. در این میان دین و مذهب مهم ترین عامل انسجام ملی به شمار می آمد.

دولت قاجار همانند دولت هاي پيش از خود بر استبداد و خشونت استوار بود.در اين نظام، هيچ چيز شاه را محدود نمي كرد.شاه تنها قدرت برتر و صاحب اختيار جان و مال مردم محسوب ميشد.

استبداد قاجاري بر شخص شاه متكي بود. سرنوشت حکومت و جامعه در اختیار شاه بود و سایر مسؤلان حکومتی پیروان و خادمان و نوکران او محسوب می شدند. نهاد دربار كه بر تصميم گيري هاي شاه تاثير مي گذاشت محيطي آكنده از فساد، تملق و چاپلوسي بود و طبيعي است كه چنين محيط فاسدي،شخصيت هايي چون قائم مقام و امير كبير را بر نمي تابید و آنان را از صحنه سياست كنار مي زد. از همين رو مردم نه در ساخت قدرت حقي داشتند و نه از جايگاهي برخوردار بودند. وظیفه مردم اطاعت از حکومت بود و بس  در آن اوضاع کوچک ترین اعتراض با خشونت سرکوب می گردید. بنابراین عدم اعتراض نه به دلیل رضایت از حکومت، بلکه عمدتاً به دلیل ترس از خشونت حکومت بود. بدين ترتيب رابطه حكومت و مردم ،رابطه اي مبتني بر ترس و زور بود. هر چند شاهان می کوشیدند با توسل به مذهب و اندیشه های سنتی ایرانی که سلطنت را ارج می نهاد، اطاعت مردم را به دست آورند.

 

ادامه نوشته